اسپهان، سپاهان
«اصفهان» تازی شدۀ اسپهان نام یکی از شهرهای بزرگ و ارزشمند ایران است، نام این شهر در آغاز «سپاهان» بوده است. نام آن را چندین گونه نوشته اند. از آن میان بتلمیوس آن را «اسپیدان» و «اسپدانه» نوشته است.
قاموس الاعلام: «تصبدانه»
حدود العالم «سَباهان»
یاقوت حموی در معجم البلدان « اَصبهان»
برهان قاطع « اِسبهان»
گذشته از آنچه که گفته شد، در برخی دیگر از نوشته های نو و کهن ، اِسفهان، صفاهان، اِسپاهان و سرانجام به نادرست «اصفهان» گفته و نوشته می شود .
نام درست آن ، که در زبان پهلوی بکار می رفته « سپاهان» است. انگیزۀ این نامگذاری نیز آن بوده است که پیش از تاختن تازیان به ایران، در روزگار اشکانیان و ساسانیان، این شهر در کانون سرزمین پهناور ایرانِ بزرگ آن روز جای داشته است. فرامانروایان برای اینکه بتوانند هرچه زودتر سپاه ایران را به مرزی که زیر تاخت و تاز بیگان جاگرفته برسانند ، این شهر میانی را پایگاه بزرگ ارتش ایران و جایگاه گردآوری سپاه کردند. واژۀ «سپاهان» از دو بخش «سپاه» و«ان» ساخته شده است. چم سپاه را می دانیم که همان ارتش و نیروی رزمی است. و «ان» پسوند و در کاربرد «جایگاه» بکار می رود مانند: ( ایران. کاشان.آبادان. گیلان. تهران. شمیران و… سپاهان که می شود «جایگاه سپاه») .
دو دانشور بر جستۀ ایرانی زنده یادان استاد سعید نفیسی و استاد ابراهیم پورداود بر این باورند که نام این شهر «اَسپادان» بوده است. «اَسپادان» به چم جایگاه «پرورش اسب» است . نوشتۀ «ابراهیم پور داوود» چنین است: «…. نامی که امروز این جانور (اسب) در پارسی دارد، همان است که در چندین هزار سال پیش ، نزدآریایی ها داشته است .
در اوستا و فُرس هخامنشی به اسب نر« اَسپا» و به اسب ماده «اَسپی» می گفتند. و در زبان سانسکریت «اَسوَ» Asva گفته می شد …
از واژه هاییکه از ریشه واژه ی «اسپ» گرفته شده باید از «سپاه» و «اسپهبد» ( یا سپهبد) نام برد، و اسپهبد یعنی کسی که به سرداری رزم آوران سواره ی سپاه گماشته می شده است .
بی گمان نام شهر « اسپهان یا «سپاهان» از همین واژه گرفته شده است که در زبان پارسی کهن «سپادا» Spada است.

