بندر انزلی
در شمال سرزمین ما در کرانۀ جنوب باختری دریای مازندران و در کنارۀ «مردابی» بنام انزلی ، شهری است که پیش از خلالوش اسلامی آن را زمانی «بندرپهلوی» می گفتند. پس از رویداد بهمن ۱۳۵۷ و روی کار آمدن دولت آخوندی آن را «انزلی» نام داند.
در بارۀ انگیزۀ نام گذاری این شهر و این مرداب به «انزلی» سخنان بسیار گوناگون گفته و نوشته اند.
برخی براین باورند که «انزلی» از ریشۀ « آن-سر) ساخته شده است ، و پسوند «سَر» در گویش شمالی ها به جایگاهی که رودخانه ها به دریا می ریزند گفته می شود مانند: (رودسر-بابلسر – گچسر- رامسر- و…) این گروه می گویند : چون تیرۀ «کادوسیان» در سراسر درّه سپید رود می زیستند به این بخش «آن سر» می گفتند [به چم پایان رودهایی که به دریای مازندران می ریختند]، واژۀ «انزل» یا «انزلی» دگرگون شدۀ « آن سر» است.
برخی دیگر گفته اند: دو برادر ترکمن بنامهای «غازان خان» و « انزان خان » یا (انزال خان) به این بخش آمدند. یکی از آن دو ، بخشی از این کرانه را نام خود «انزل» گفت و دیگری در سوی دیگر ماندگار شد و آن را «غازان» نامید ، که رفته رفته غازیان گفته شد.
دسته یی دیگر بر این باورند که نام «انزلی» از نام تیره یی بنام «انزان» پدید آمده است . زیرا در روزگاران پیشین ، گروهی بنام «انزان» به کنار دریای مازندران آمدند و شهری بنام «انزان » یا «انزل» را پایه گذاردند.
شمار دیگری می گویند: «انزلی» از واژۀ «نزول» گرفته شده و خواست از این نامگذاری رسیدن کشتی ها و فرود آمدن جهانگردان به این کرانه بوده است.
پنجمین گروه می گویند، در پایانۀ سدۀ دوم کوچی ماهشیدی، زمانی که «بابک خرم دین» بپاخاست، سپاهیانی از تازیان برای جنگ با او ، از این بخش به سوی «اردبیل» رفتند و فرمانده آنها هنگامی که به این جایگاه رسید، به سربازان زیر فرمان خود فرمان آسایش داد، و به زبان تازی گفت: « انزل» (=فرودآیید) و این واژه بر روی این شهر و این جا، ماندگار شد.
شماری دیگر از پژوهندگان بر آنند که واژۀ «انزلی» از ریشۀ «هنزر» به چم: «به این اندازه » (تا زانو، تا کمر، یا تا سینه) است که بلندای چیزی را نشان دهند .
واژۀ «لی» نیز نام گیاهی است که با آن آسمانه(سقف) خانه ها را می پوشانیدند و از گونۀ دیگر این گیاه که از آن ریسمان می بافتند. پس «هنزرلی» می شود «تا اینجا لی!!»

